خرید بک لینک

درباره سایت

گاهی

امکانات وب

شنبه سرکار بودم... حکم رفتن رئیس اومد...یکشنبهبعد مدتها همگی خونه مادربزرگ جمع بودیم...عمو بزرگه نذری شله زرد داشتن...درخت خرمالو کلی بار داده بود...کوچیکترین نوه حالا امسال مدرسه میره... حالِ خوبی بو

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

وقتی توی گوشتون ابی داره میخونه" بانوی موسیقی و گل شاپری رنگین کمون به قامت خیال من مل مل مهتاب بپوشون" ،و درحالی که با همسرتون بحث تون شده و در بی حوصله ترین و بی کار ترین حالت ممکن تون پشت میز اداره

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

اولین برف پاییزی امروز بارید...حالا که دارم مینویسم کمی برف روی برگ درختها نشسته و آرووم و زیبا و ریز در حال باریدن هست...خدایا شکرت!این روزها حسابی مشغولم...هفته پیش داروهای دکترم رو شروع کردم یکم سی

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

خیلی حالم خرابه!

اعصاب کلا تعطیل!

حوصله زیرِ صفر!

نا امیدترینِ حالتِ ممکنِ چند سالِ اخیر!

همینها باعث میشه تا مقاومت کنم در برابر نوشتن...که اگر بنویسم جز انرژی منفی چیزی نیست!

بخاطر این حجم از آلودگی هواست

یا بخاطر وقایع اخیر

یا بخاطر عوارض قرص هام

یا بخاطر اخبار بد این روزها

شایدم مجموعه ای از همه شون!

همیشه میگفتم "که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم" ولی دیگه وسعی برام نمونده!

وسعم در حدِ هیچ عه! هیچ ِ هییییییییییییچ!!!!

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

حالم خیلی خراب بود...وقتي مهندس ص گفت رییس بزرگ گفته نهایتا تا عید هستید و به فکر باشید بدتر بهم ریختم...انقدری که چندتا از همکارا متوجه شدن و هی میگفتن چی شده؟اخر وقت دعای مشلول رو پلی کردم و باهاش ز

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

بعد از تقریبا ده روز آلودگی شدید از دیشب بارون گرفته...حالا هم داره نرم و پودری میباره...تو واحد ما کسی نیست، یعنی در حال حاضر تنها هستم...رئیس روسا برای جلسه مهم شان رفتند مشهد!هرساله در هتل های درجه

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

خودش گفته "پس از هر سختی آسانی ست"مگر خُلف وعده اش امکان دارد؟نمونه اش امروز!بعد از ده روز آلودگی شدید و یک روز بارونی کامل،حالا آسمون آبیِ آبی و آفتاب بی جون اما زیبا داره رخ نمایی میکنه!روی کوهها یک

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

چهارشنبهدر حالی که از یه تک تلفن صحبت کردن همکار کلافه شده بودم وسایلم رو جمع کردم و زدم بیرون... برخلاف همیشه که پیاده برمیگردم با ماشین راهی شدم...اول رفتم میوه و سبزیجاتی که احتیاج داشتم رو گرفتم و

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

الان که دارم مینویسم آسمون به طرز شگفت انگیزی داره دلبری میکنه :)

بارون میباره در حالی که آفتاب داره میتابه

خب ثمرش رنگین کمون جذابه

و کوهها پر از برفه و یه بازتاب خوشگلی از رنگِ نارنجی روی کوه افتاده

خیلی هیجان زده ام کرده :))

پر از انرژی و حالِ خوبم :)

شادی این لحظه قشنگ (با اینکه شما ندیدینش) تقدیم شما :)

الهی بهترینها براتون رخ بده....

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:46

صفحه بندی